خاطرات علی رشیدی

خلاصه مصاحبه

وقتی عبدالعلی جهانشاهی، رییس كل بانك مركزی بود، یك شب به منزل من تلفن كرد و گفت كه فردا صبح زود به دفتر ایشان بروم. صبح روز بعد، زودتر از روزهای دیگر به بانك رفتم و پس از ورود به دفتر ایشان، او به من گفت كه شب گذشته، در ضیافت شام كاخ كرملین، لئونید برژنف، صدر هیئت رییسه اتحاد جماهیر شوروی، از شاه خواسته است كه روابط اقتصادی ایران با اتحاد جماهیر شوروی براساس «تروییكا» باشد و شاه هم از احمد میرفندرسكی، سفیر ایران در شوروی، پرسیده بود كه تروییكا چیست؟ آقای میرفندرسكی هم كه پاسخ سئوال را نمی‌‌‌دانسته، از مسكو با آقای جهانشاهی در بانك مركزی ایران تماس می‌‌‌گیرد و سئوال را با او در میان می‌‌‌گذارد و جهانشاهی هم مرا احضار كرده بود تا از من بپرسد.

در پاسخ او گفتم كه تروییكا به معنی روابط سه‌‌‌جانبه است. لازم به توضیح است كه در آن موقع، تراز تجاری شوروی نسبت به ایران فزونی و نسبت به هندوستان كسری داشت. از این رو پیشنهاد شوروی آن بود كه ایران بدهی‌‌‌اش به شوروی را با اضافه تجاری ایران با هندوستان تسویه كند. سه سال بعد در چارچوب فعالیت ایكاف، من به عنوان نماینده بانك مركزی، با همكاری نمایندگان سایر كشورهای علاقه‌مند، اتحادیه پرداخت آسیایی را كه خدمت بزرگی به كشور بود، پایه‌‌‌ریزی كردم تا كشورهای عضو این اتحادیه بتوانند به جای دادن و گرفتن دلار، كسری و مازاد تجاریشان را با یكدیگر و تنها درصورت مداومت كسری یا مازاد، با دلار تسویه حساب کنند.

با وقوع انقلاب نفتی اوپك، اصلاح نظام پولی بین‌‌‌المللی هم كه ساخته و پرداخته آمریكا بود، در دستور كار صندوق بین‌‌‌المللی پول قرار گرفت. آمریكا در سال 1944، درحالی كه دنیا هنوز گرفتار جنگ و عواقب آن بود، در كنفرانس برتن وودز، بر سر دنیا كلاه گذاشت و دلار را واحد پول ذخیره جهانی قرار داد و به این ترتیب، چیرگی بدون مخالف آمریكا بر اقتصاد جهانی را تضمین كرد، به طوری كه امروز هم 62 درصد ذخایر رسمی بین‌‌‌المللی كشورها به دلار است، در حالی كه سهم یورو 25 درصد، سهم پوند 8/3 درصد و سهم ین ژاپن 7/3 درصد است. اصلاح نظام پولی هم از آنجا آغاز شد كه پس از افزایش ناگهانی قیمت نفت در سال 1971، ریچارد نیكسون، رییس جمهور وقت امریكا، تصمیم گرفت كه رابطه دلار و طلا را قطع كند. تا آن زمان، 35 دلار، معادل یك اونس طلا بود و این رقم، از زمان تأسیس فدرال رزرو در سال 1913 ثابت نگهداشته شده بود. همین طور در اوایل دهه 70 میلادی، آمریكا درگیر جنگ ویتنام بود و میلیون‌‌‌ها دلاری كه سربازان آمریكایی در هند و چین خرج می‌‌‌كردند، عملاً جذب بانك‌‌‌ مركزی فرانسه و آلمان می‌شد و ژنرال دوگل، رییس جمهور وقت فرانسه و آدنائر، صدراعظم آلمان كه مخالف جنگ ویتنام و سیاست آمریكا بودند، دلارهای زیادی را به طلا تبدیل می‌‌‌كردند. بنابراین، نیكسون مشاهده كرد كه طلاهای امریكا از این كشور خارج و در اروپا جمع می‌‌‌شود. از سوی دیگر، به علت افزایش قیمت نفت، كشورهای صنعتی برای جبران كسری موازنه پرداخت‌‌‌های خود، دلارهای زیادی را هزینه می‌‌‌كردند و این دلارها توسط كشورهای عربی تولیدكننده نفت كه مخالف اسراییل هم بودند، جذب می‌شد. بنابراین، نیكسون با مشاهده اینكه آمریكا دارد به سرعت طلاهایش را از دست‌‌‌ می‌‌‌دهد، در مقابل افزایش قیمت نفت واکنش نشان داد و یك‌‌‌شبه قطع رابطه دلار و طلا را اعلام كرد. از آن روز به بعد، عرضه و تقاضای بازار، تعیین‌‌‌كننده قیمت طلا و دلار شد و به این ترتیب، قیمت طلا برحسب دلار بالا رفت و خروج طلا از آمریكا كمتر شد.

با قطع رابطه طلا با دلار امریکا كه در واقع، لغو تعهد امریكا مبنی بر دادن یك اونس طلا در ازای 35 دلار بود، دلار دیگر نمی‌‌‌توانست مانند قبل، واحد محاسبات در روابط مالی بین‌‌‌المللی باشد. از این رو صندوق بین‌‌‌المللی پول تصمیم گرفت كه پول بین‌‌‌المللی جدیدی را خلق کند به نام «حق برداشت ویژه» كه در ابتدا تركیبی از 10تا 15 ارز بود و سهم هریك از آن ارزها در SDR هم متناسب بود با سهم آن‌ها در تجارت بین‌‌‌الملل. بنابراین، قرار شد كه هر یك از گروه‌‌‌های عضو صندوق بین‌‌‌المللی پول، طرح خودشان را برای اصلاح نظام پولی بین‌‌‌المللی جدید ارائه كنند. در جلسه‌‌‌ای هم كه به منظور تهیه طرح گروه ایران در واشنگتن برگزار شد، رییس كل بانك مركزی مراكش كه عموی پادشاه مراكش بود، به عنوان نماینده گروه و من كه نماینده بانك مركزی ایران بودم، به عنوان دبیر گروه انتخاب شدیم و قرار شد كه طرحی را در گروه خودمان تهیه كنیم و نماینده مراكشی گروه آن را در گروه 20 مطرح كند. در همان فاصله، من مقاله‌‌‌ای نوشتم و نواقص نظام پولی بین‌‌‌المللی را شرح دادم و پیشنهادهایی را هم برای اصلاح آن ارائه كردم. مدتی بعد، همین ‌نظرات را در جلسه‌‌‌ای كه با حضور رییس‌‌‌كل بانك مركزی مراكش و محمد یگانه در رباط برگزار شد، مطرح كردم. یكی از مسائلی كه در آن جلسه مطرح كردم، سهمیه كشورها در صندوق بین‌‌‌المللی پول، بانك جهانی و حق رأی آن‌ها و غیره بود كه براساس فرمول مشخصی تعیین می‌شد. این فرمول طوری تهیه شده بود كه همیشه سهم كشورهای صنعتی دنیا در صندوق بین‌‌‌المللی پول را بالاتر از 80 درصد و سهم همه كشورهای درحال توسعه مانند ایران را كمتر از 20 درصد نشان می‌‌‌داد. از این رو كشورهای صنعتی و وابستگان آن‌ها، حدود 18 تا 19 مدیر اجرایی در هیئت اجرایی صندوق بین‌‌‌المللی پول داشتند و تصمیمات اقتصادی را به نفع خودشان می‌گرفتند. به عبارت دیگر، اتخاذ تصمیمات كلیدی در صندوق، نیازمند 80 درصد آرا بود و آمریكا به تنهایی با دراختیارداشتن 23 درصد آرا، دارای حق وتو بود و از این حق، براساس سیاست خود در مورد دادن وام و كمك‌‌‌ به كشورها توسط صندوق بین‌‌‌المللی پول و یا بانك جهانی استفاده می‌‌‌كرد. بنابراین، من پیشنهاد كردم كه فرمول مذكور به گونه‌‌‌ای نوشته شود كه كشورهای درحال‌‌‌توسعه، بتوانند مدیران اجرایی بیش‌تری داشته باشند و در تصمیمات صندوق مؤثرتر باشند.

پس از پایان جلسه و در راه فرودگاه رباط، آقای یگانه معترضانه به من گفت: چرا شما در جلسه آن حرف‌‌‌ها را زدید؟ در پاسخ او گفتم: ما نمایندگان كشورهای مستقل در گروه خودمان هستیم و باید نظراتمان را بر پایه منافع گروه خودمان مطرح كنیم. آقای یگانه گفت: نه، آمریكا با همه این حرف‌‌‌ها مخالف است! در پاسخ او گفتم: خوب، مخالف باشد، گور پدر آمریكا! آقای یگانه، متمایل به آمریكا و سیاست‌‌‌های جهانی آمریكا بود و عقایدش با من كه یك اقتصاددان مدافع منافع ملی كشورم بودم، تضاد داشت. به‌‌‌هرحال، در فرودگاه از ایشان جدا شدم تا برای شركت در اجلاس شمال و جنوب به فرانسه بروم، چون علاوه بر مسئولیتم به عنوان دبیر هیئت عامل بانك مركزی، مشاور نفتی دكتر جمشید آموزگار (نماینده اصلی ایران در اوپك) هم بودم و زمانی كه لازم بود، در اجلاس‌‌‌های بین‌‌‌المللی اوپك شركت می‌‌‌كردم، البته حكم مأموریتم از سوی بانك مركزی صادر می‌شد. بعداً شنیدم كه دكتر یگانه از فرودگاه با دكتر جهانشاهی، رییس كل وقت بانك مركزی، تماس گرفته و به او گفته بود كه دكتر رشیدی در جلسه گروه ایران با عموی پادشاه مراكش جروبحث كرده و باعث رنجش خاطر ایشان شده و این موضوع، باعث بروز مشكلاتی بین دو خانواده سلطنتی ایران و مراكش خواهد شد! درحالی كه من به زبان انگلیسی صحبت می‌‌‌كردم و رییس كل بانك مركزی مراكش به زبان فرانسه و در نتیجه، اصلاً امکان جرو بحث ما با همدیگر وجود نداشت. این اقدام یگانه باعث شد كه یك هفته بعد، دكتر جهانشاهی به جای اعزام من به واشنگتن برای شركت در ادامه بحث‌‌‌های اصلاح نظام پولی بین‌‌‌المللی كه در صندوق بین‌‌‌المللی پول جریان داشت، مرا به كنفرانس ایکاف (کنفرانس اقتصادی سازمان ملل برای آسیا و خاور دور) در بانكوك بفرستد.

یك روز دکتر مولوی به من تلفن كرد و گفت كه هیئتی از اتاق بازرگانی به بانك مركزی آمده‌‌‌اند و چون خودش كارهای دیگری داشت، از این رو از من خواست كه با آنها دیدار و گفت‌وگو كنم. وقتی که برای دیدار با هیئت مذكور وارد اتاق هیئت عامل در طبقه چهارم شدم، دیدم كه در استکان‌‌‌هایی با گیره‌های نقره برای آن‌ها چای برده‌‌‌اند (و شایع بود كه مذهبیون در ظروف نقره چای نمی‌‌‌نوشند). هیئت اتاق بازرگانی مركب از علینقی خاموشی، اسدالله عسگراولادی، علاء میرمحمدصادقی، سیداصغر رخ‌‌‌صفت و 20ـ15 نفر دیگر بود. یكی از این افراد شروع به صحبت كرد و گفت كه ما چند روز پیش در قم به دیدار حضرت امام (ره) رفتیم و به ایشان گفتیم كه قصد داریم یك بانك اسلامی تأسیس كنیم و ایشان هم گفتند كه انشاءالله مبارك است. در پاسخ گفتم كه خوب، انشاءالله مبارك است. آن شخص دوباره گفت: به نظر می‌‌‌رسد که بانك مركزی باید اجازه تأسیس بانك را بدهد. در پاسخ او گفتم: بله، طبق قانون پولی و بانكی مصوب سال 1351، باید بانك مركزی اجازه تأسیس بانك را بدهد و بعد هم سئوال كردم: آیا اساسنامه بانك اسلامی را همراه خود آورده‌‌‌اید؟ در همین موقع، یكی از اعضای گروه فریاد زد كه: آقا! شما طاغوتی هستید كه هنوز قانون پولی و بانكی را به رخ ما می‌‌‌كشید. حضرت امام اجازه داده‌‌‌اند كه ما بانك تأسیس كنیم، شما هم باید اجازه بدهید! در جواب گفتم: شما كه به حضرت امام (ره) دسترسی دارید، از ایشان بخواهید كه قانون پولی و بانكی مصوب سال 1351 را لغو بفرمایند تا شما برای تأسیس بانك نیازی به مجوز بانك مركزی نداشته باشید، ولی تا آن زمان، بانك مركزی موظف به اجرای قانون پولی و بانكی است. به هرحال، قرار شد كه اداره حقوقی بانك مركزی برای تهیه اساسنامه به آن‌ها كمك كند. سرمایه اولیه این بانك دو میلیارد ریال بود و طبق قانون 30 درصد آن را به حساب بانك مركزی در بانك ملی واریز كردند و بعد هم اساسنامه‌‌‌ای درحدود 60 صفحه تهیه كردند و در جلسه‌‌‌ای با 20 نفر از متقاضیان بانك اسلامی، آن را به من دادند. در اساسنامه پس از مقدمه، به اعطای اعتبار براساس عقود اسلامی مانند مضاربه، مساقات، جعاله و... اشاره شده بود. در آن جلسه در مورد مسئولیت بانك در مقابل سپرده‌‌‌گذاران و وام‌‌‌گیرندگان صحبت كردم و بعد هم از آن‌ها خواستم كه در اساسنامه قید كنند كه عقود مذكور، پس از تصویب آیین‌‌‌نامه اجرایی معاملات توسط بانك مركزی قابل اجراست و آن‌ها هم آن را پذیرفتند. اسامی 60 نفر هیئت موسس بانك اسلامی كه در میان آن‌ها چند آیت‌‌‌الله، از جمله آیت‌‌‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌‌‌الله سیدمحمد حسینی بهشتی هم دیده می‌‌‌شود، در روزنامه كیهان مورخ 25/2/1358 چاپ شده است.

به این ترتیب، مقدمات تأسیس نخستین بانك اسلامی در ایران در حال انجام بود كه چند روز بعد، گروه دیگری در شورای انقلاب كه خواهان ملی‌‌‌شدن بانك‌‌‌ها بودند، به این گروه رودست زدند و بانك‌‌‌ها را ملی كردند!

در دوره‌‌‌ای كه معاون اقتصادی بانك مركزی بودم، در جلسات نخست‌‌‌وزیری، صحبت‌‌‌های ابوالحسن بنی‌‌‌صدر در مورد جامعه بی‌‌‌طبقه توحیدی و حذف بهره از نظام بانكی و غیره را شنیده بودم و چون می‌‌‌دانستم كه او از اقتصاد چیزی نمی‌‌‌داند، یك‌بار در نخست‌‌‌وزیری به او گفتم كه این حرف‌‌‌هایی كه می‌‌‌زنید، به هیچ وجه با علم اقتصاد و نیاز جامعه همخوانی ندارد و باعث اغتشاش می‌‌‌شود. بنابراین، بهتر است كه شما اول یك مؤسسه مطالعات اقتصادی ایجاد كنید و پس از مطالعه درباره این مسائل، طرحی را ارائه كنید تا شاید بعدها قابل اجرا باشد و پس از این اظهارات، جلسه را ترك كردم.

در زمانی كه به عنوان كارمند بانك مركزی عضو هیئت مدیره بانك رفاه بودم، جلوی افزایش اعتبار هژبر یزدانی را در بانك رفاه گرفتم و این كار باعث پرونده‌‌‌سازی برای من در ساواك شد. در آن زمان، هژبر یزدانی به ما گفت كه اعلیحضرت به او دستور داده كه اعتبار لازم برای احداث 12 كارخانه قند را از بانك رفاه كارگران بگیرد و من در جواب او گفتم: منابع بانك رفاه متعلق به كارگران است؛ اعلیحضرت خیلی پول دارند و شما بروید از ایشان پول بگیرید. پس از آن، هژبر یزدانی گفته بود كه من به اعلیحضرت توهین كرده‌‌‌ام و به این ترتیب، ساواك پرونده‌‌‌ای برای من تشكیل داد، ولی دكتر محمد باهری، معاون وزارت دربار و استاد پیشین من در دانشكده حقوق دانشگاه تهران، پرونده توهین من به اعلیحضرت را متوقف كرد.

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان  
 


 
 
غلامحسین کتابچی
 
تاريخ: دوم بهمن 1394 ساعت 14:15
News.Comments.Response
0
0
  توضيحات: درود....کجایند مردان با اقتدار که اقتصاد ازهم پاشیده میهن عزیزمان را ازین وضعیت نجات دهند؟ اگر بتوانی و کاری نکنی بزرگترین خیانت به مام وطن خود کرده ایی پس با یک یاعلی برای سازندگی برخیز........


برای سفارش این مجموعه با شماره تلفن 88657434 تماس بگیرید.